برگ برگ تقویم زندگی

تو حیاط خونه گنجیشک خان هستم و مشغول چیدن سبزی، گنجیشکمم اومده و دوروبرم میپلکه بعد از مدتی میگه خاله قرص جوشانم تموم شد یادم اومد که قبلا هم گفته بود و من بهش قول داده بودم اینبار طعم پرتقالیشو بخرم براش! بازم بهش میگم که میخرم برات ولی برای اینکه دوباره بدقولی نشه بهش میگم فقط خاله به من یادآوری کن میگه باشه ولی بعد از یه سکوت چند ثانیه ای میگه خاله یادآوری یعنی چی؟! میگم یعنی دوباره به من باید بگی :) میگه yes ofcours :)) و این منم که از جوابش خنده به لبم میاد و قند تو دلم آب میشه 😍❤️ 

نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم اردیبهشت ۱۴۰۰ساعت 21:59 توسط دُخی |


آخرين مطالب
» دلتنگی ...
» سال ۱۴۰۵ خورشیدی مبارک ...
» 9  اسفند ...
» ...
» چهل سالگی ...
» پویانم ...
» ...
» دست و دلم به هیچ کاری نمیره ...
» نوروز مبارک ...
» چی شد که هوا اینطوری شد ...
Design By : Pichak