برگ برگ تقویم زندگی
پنجره اتاقمو باز کردم با اینکه اینجا هوا هنوز زمستونی و کاپشن میپوشیم اما عطر شکوفه های نارنج ایران اومده تو اتاقم . لعنتی یه جوری دلم گرفت و دلتنگ شدم که نگو ... دعا میکنم تو سال جدید ، دیگه جنگ نباشه ، خوشی باشه ، رزق و روزی فراوون باشه ، دل ها شاد باشن ، آرامش باشه ، صلح و امنیت باشه ، خنده های از ته دل باشه ...
نوشته شده در دوشنبه سی و یکم فروردین ۱۴۰۵ساعت
22:26 توسط دُخی |
نوشته شده در شنبه یکم فروردین ۱۴۰۵ساعت
19:5 توسط دُخی |
| Design By : Pichak |

