برگ برگ تقویم زندگی

10 ساله اومدم شهری که فاصله اش با خونه پدریم 25 کیلومتر هستش، تو این چند سال هیچ وقت موقع تحویل سال پیش پدر و مادرم نبودم تا امسال اونم به این خاطر که شاید سال بعد پیششون نباشم! شهری که توش بودمو دوست نداشتم ، اما گردش تو بازار و خرید از مغازه ها و آدم هایی که با اینکه خیلی وقت بود منو ندیده بودن و فکر میکردم پشت ماسک هم منو نمیشناسن در صورتی که با لبخندشون یا آوردن نام خانوادگیم داشتن به من میگفتن که شناختیم یه حس خوبی به من داد، دلمو قلقلک داد، نمیدونم دلتنگی بود یا هرچی ولی حس خوبی بود.

من دلمو جایی جا گذاشتم که عزیزان اونجا هستن، جایی که توش کلی خاطرات خوب دارم... 

نوشته شده در جمعه ششم فروردین ۱۴۰۰ساعت 17:7 توسط دُخی |


آخرين مطالب
» داچا ...
» دلتنگی ...
» سال ۱۴۰۵ خورشیدی مبارک ...
» 9  اسفند ...
» ...
» چهل سالگی ...
» پویانم ...
» ...
» دست و دلم به هیچ کاری نمیره ...
» نوروز مبارک ...
Design By : Pichak