برگ برگ تقویم زندگی

ترم پیش یکی از بچه هامون هر وقت از فشار و استرس درس و دلتنگی خانواده کم می‌آورد بغلش میکردم و تو گوشش حرف های امید بخش میزدم ، امروز که منو تو راهرو دانشگاه دید گفت چرا انقدر زیر چشمت گود و کبود شده ؟! گفتم از دیروز فقط ۵ ساعت خوابیدم ! بعد از درسهایی که هنوز باز هستن و فقط دو هفته براشون وقته گفتم حالا همه ی اینارو با بغض می گفتم ، گوش داد، دلداریم داد، بعد دستاشو برام باز کرد و رفتم تو بغلش چیزی که اوت لحظه احتیاج داشتم و چقدر خوب بود ...

گاهی یه بغل حالتو خیلی خوب میکنه ...

نوشته شده در پنجشنبه چهارم خرداد ۱۴۰۲ساعت 14:3 توسط دُخی |


آخرين مطالب
» داچا ...
» دلتنگی ...
» سال ۱۴۰۵ خورشیدی مبارک ...
» 9  اسفند ...
» ...
» چهل سالگی ...
» پویانم ...
» ...
» دست و دلم به هیچ کاری نمیره ...
» نوروز مبارک ...
Design By : Pichak